۴ می ره با ۱ جیغ می کشه اما ۱ می ره با سوزن جونش جیغ می کشه ۴ ناراحت می شه می ره با ۳ جیغ می کشه اما ۳ با کاشی جیغ می کشه ۴ ناراحت می شه می ره با پرده جیغ می کشه اما پرده با خروس جیغ می کشه دوباره ناراحت می شه به اجبار می ره با لامپ جیغ می کشه اما لامپ با ۵ جیغ می کشه دیگه افسردگی گرفته بود به خودش گفت این اخرین شانسمه رفت با ۲ جیغ کشید ۲ دید هیچ کس دورو برش نیست باها تا اخر موند


+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 22:27 توسط pucca
|